تبليغاتX
اشک لیــــــــــلی - توهم

اشک لیــــــــــلی

 

چشمامو دوباره باز می کنم

نه ، خواب نیستم

هنوز تو همون چاه ِ تاریک و نمورم

چاهی که وسعتش به اندازه ی یه دشته

تو سر تا سر این دشت حتی یه دیوار هم نیست که بشه بهش تکیه کرد

زیر پام یه ماده ی سیاه و لزجه که توان راه رفتن و ازم گرفته

ترس تو تموم وجودم رخنه کرده

دست های کثیفی به طرفم دراز میشن ، که بیرون بکشنم از این ظلمت

ولی...

 نمی تونم به این دست ها اعتماد کنم

ظلمت چاه رو به یاری گرفتن از این دست ها ترجیح میدم

من این چاه و با تموم کثافت و ظلمتش دوست تر می دارم از دنیای روشن این دست ها !

دست های کثیف ، دنیای روشنتون ارزونیه خودتون

من می خوام  تو این ظلمت جون بکنم ، ( جون بدم )

دست های کثیف فراموشم کنین

گذشتم از شما و دنیای روشنتون ، بگذرین از من ... 

 

پ.ن :من دیگه بسه برام تحمل این همه غم .

پ.ن۲: چون دوست دشمن است ، شکایت کجا بریم ؟

 

+ 88/01/28 لیــــــــــلی | |