|
هنر تنها کار بی چرا در عین حال پر چرای عالم است!باید تا دم گور هنر جست و فلسفه آموخت!
|
میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه ی خویش
به خدا میبرم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش
میرم از شهر دلنتگی ها و دور میشم از این حصار سر به فلک کشیده ی پنجره ها دل شادم اما دل تنگ میشم برای ساحل ارامش... (فقط دل تنگه محرابه دلم میشم همین!)
ساعت 2:27 قبل از ظهر
نويسنده لیلی
|